تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - مقاله ی از اقای محمود نکو روح در باب جان کلام فردوسی :

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

مقاله ی از اقای محمود نکو روح در باب جان کلام فردوسی :

با سلام به دوستان عزیز امیدوارم که سلامت باشید این مطلب در مورد حکیم توس هست که از روزنامه اعتماد ملی گرفته شده .             جان وخرد لازمه ی حیات است و فردوسی کسی بود که هزار سال قبل بدان پرداخت زمانی که دنیا نه هگل داشت و نه هایدبرگ و نه فروید و نه کانت. اگر چه افلاطون و ارسطو پیش از فردوسی بودند اما فردوسی هیچکدام اینها نبود و در صورتی که سایر اندیشمندان ما یا افلاطونی بودند و یا ارسطویی.                                                                  ابشخور استبداد سنتی به اصطلاح نخبه گرا اثار افلاطون است و مطلق نگری دینی و عقیدتی نیز از اثار ارسطو حاصل شده است.فردوسی با به هم ریختن خدای نامه ها و نوشتن شاهنامه بر این دیدگاه تاریخ که شاه نماینده خداست و مردم رعیت او قلم بطلان کشید. در حالی که تا ان زمان نظام«خدایگان و بنده»در ایران حاکم بود.نظامی که شاه را به خدایی می رساند.فردوسی هزار سال قبل این خدایگان را از اسمان به زمین اورد و با به کارگیری زبان اصیل فارسی ساختار شکنی کرد.

در زمانی که ترکان اسیان میانه کوس لمن الملکی میزدند او بت های گذشته و حال تاریخ ما را در ذهن ایرانیان شکست و سیاوش و کاوه اهنگر را افرید سیاوشی که جسم و جان خود را فدای وطن کرد و کاوه داد خود را از ضحاک میستاند و یا رستم که به خاطر میهن از فرزند خود میگذرد.اینها همه برای مردم ایران الگو شد.

بارها مردم ما بت های جهانی را در هم شکستند از زمان ابومسلم که ایرانیان علیه خلفای سلطه گر عرب شوریدند این بت شکنی اغاز شده است و تا امروز در قالب حماسه های فراوانی ادامه یافته است.جان کلام فردوسی به نظر من در دو بیت اول است که از خدواند «جان و خرد»می گوید امری که درنظام ارباب و رعیتی ایران همواره فراموش شده بود ان هم بواسطه سلطنت هایی که ذاتشان مبتنی بر قدرت مطلقه و سلطه بود.بر این باورم که مصائبی همچون افسردگی سرخوردگی تبعیض و بی عدالتی و... همه حاصل فراموشی «جان انسان» است.وقتی پای درد ودل مردم می نشینی متوجه میشوی که ایم بیماری تا کجا نفوذ کرده است وبیخود نیست که گاهی به یک باره این ملت به شدت سر خورده و مایوس میشود و این یاس به روشن فکران نیز سرایت میکند.

اما در مورد خرد که مگو و مپرس چه بسیار روزگاران که بی خردان بر این سرزمین حکم رانده اند و با سیاست باری به هر جهت و غیر مسوولانه خود ما را به امدادهای غیبی حواله داده اند.انچه این میان گم است «خرد گرایی»است که امروز سیاست نام گرفته و ما هر چه میکشیم از فقدان ان است.در دنیای امروز گلیم خود را باید با «سیاست»و«تدبیر»از اب بیرون کشید و نه با شعار و تحریک شیطان هایی که برای سلطه بر جهان به دنبال بهانه می گردند.معروف است که«پای خود را روی دم سگ نباید گذاشت».و اما روحیات هر ملتی در ادبیاتشان بازتاب میابد و همین طور در اسطوره ها و حماسه هایشانوانچه از شاهنامه بر می اید این است که مردم ما هیچ وقت ناامید نشده اند با هم مهربان بوده اند و دوستانه رفتار کردند اند.هم اکنون نیز بیشتر منازعات حقوقی ما با«کد خدا منشی»حل میشود.در هر صورت باید به مردم بها و انگیزه داد و در غیر این صورت نباید در لحظات حساس از انها انتظار خلق حماسه داشت تا جایی که بگویند«نادری پیدا نمی گردد دگر... کاشکی اسکندری پیدا شود»

پیروز و موفق باشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 16:42  توسط علی  |