تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - شرحی مختصر از زندگانی حکیم ابوالقاسم فردوسی :

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

شرحی مختصر از زندگانی حکیم ابوالقاسم فردوسی :

با سلا م به دوستان عزیز امیدوارم که حالتون خوب باشه امروز خلاصه از زندگی نامه فردوسی رو براتون میزارم که از چند بخش تشکیل میشه که به مروز زمان براتون کار میکنم.

حکیم ابوالقاسم فردوسی از ستارگان قدر اول اسمان ادب ایران است که از گذشته های دور با کتاب گرانقدر خود شاهنامه در میان مردم شهرت و محبوبیت یافته است. سرگذشت وی با تمام اهمیتی که در ادب و فرهنگ ایران دارد چندان روشن نیست . انچه درباره ی او میدانیم این است که در یکی از سالهای ۳۲۹ یا ۳۳۰ ه.ق - یعنی درست در همان سالهایی که شمع زندگانی رودکی شاعر پر اوازه ی دوره ی قبل خاموشی میگرفت در روستای باژ {و باز کنونی} واقع در منطقه ی توس به دنیا امد. فردوسی از نجیب زادگان و دهقانان توس بود. دهقانان طبقه ی صاحب مقام و دارای املاک و اموال بودند ومی توانستنداز راه درامد ملک خود زنگی نسبتا راحتی داشته باشند. این گروه به سنت و فرهنگ ایرانی دلبستگی بسیار داشتند و روایات تاریخی و سرگذشت پیشینیان خود را بهتر از هر گروهی می دانستند و ان را سینه به سینه به نسل های بعد از خود انتقال می دادند. فردوسی چهل سال نداشت که دقیقی شاعر حماسه پرداز و هم ولایتی او که نظم روایات ملی ایران را از چند سال پیش اغاز کرده بود در سن جوانی به دست غلامش کشته شد. فردوسی بر ان شد که کار نا تمام او را دنبال کند. در این کار جوا مردی از دوستان وی به تشویق او همت گماشت و شاهنامه ی منثور را که در برگیرنده ی تاریخ شاهان قدیم ایران بود و چند سال پیشتر از ان به امر ابو منصور محمد بن عبدالرزاق توسی فراهم امده بود در اختیارش گذاشت. فردوسی سرودن شاهنامه ی خود را از روی این شاهنامه ی منثور اغاز کرد و هنگامی که تقریبا پنجاه و هشت سالش بود متجاوز از دو ثلث کتاب خود را به نظم در اورد. محمود غزنوی به سال ۳۸۷ ه.ق به جای پدر نشست و با افزودن قلمرو سامانیان و صفاریان به محدوده ی فرمانروای پدر امپراطوری وسیعی را در مشرق و شمال شرقو مرکز ایران پدید اورد و به تشویق شاعران همت گماشت .در اواخر عمر به این اندیشه افتاد که کتاب خود را به نام محمود کند و برای این کار لازم بود که او را بستاید{البته فقط در چند بیت}.این کار او چند دلیل داشت دوستان که به اون اشاره میکنیم :

۱-فردوسی به مرور زمان و به دلیل عدم رسیدگی لازم و نیز خشک سالی پیاپی املاک خود را از دست داده و در راه نظم شاهنامه صرف کرده بود.

۲- با استفاده از نام محمود و امکانی که او را برای نسخه برداری از روی کتاب در اختیارش میگذاشت کتاب خود را از گزند حوادث حفظ کند

۳- و دیگری او هم به مانند بسیاری از شاعران از ثمره ی عمر خود بهر مند شود و در ان ایام بی چیزی و درماندگی از این راه وجه مختصری برای دوران پیری و ناتوانی خود به دست اورد.

اما شاهنامه بنا به دلایلی مورد پسند خاطر  محمود قرار نگرفت در مطلب بعدی در مورد شایستگی های ادبی این کتاب با هم صحبت کنیم. موفق و تندرست باشید. 

گرفته شده از کتاب تاریخ ادبیات۱       

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 10:53  توسط علی  |