تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - تدوين هوشمندانه پاره متن هاي اوليه يا تصادف؟ همخواني تاريخي شاهنامه

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

تدوين هوشمندانه پاره متن هاي اوليه يا تصادف؟ همخواني تاريخي شاهنامه

با درود بر دوستان گرامی امیدوارم که حال همتون خوب باشه باز هم تشکر میکنم از نظرهای پرمهرتون.خب امروز اخرین بخش مطلب اقای منوچهر اتشی رو براتون کار میکنم.

6- جمشيد (پايان دوره پيشداديان - فتنه آژيدهاك، - آمدن فريدون و آغاز دوران كيانيان)
دوران جمشيد، كه حدود هزار سال دوام داشته، بسيار متنوع است و ما هم نيازي به بازگويي آن نداريم جز يك موردش و آن رشد صنعت، پيدايش طبقات اجتماعي و شورش هاي اجتماعي، به سبب دور شدن فره ايزدي از جمشيد و فرود آمدن بلاي اژديدهاك، در زمان اوست كه:
    
  به فر كئي نرم كرد آهنا... چو <خود> و <زره> كرد و چون جوشنا
    
  چو خفتان و تيغ و چه <برگستوان>... همه كرد پيدا به روشن روان
    
  دگر پنجه (پنجاه) انديشه جامه كرد... كه پوشند هنگام ننگ و نبرد
    
  ز كتان و ابريشم و موي قز33)... قصب كرد پرمايه ديبا و خز
    
  بيامخت شان رشتن و تافتن... به تار اندرون پود را بافتن
    
  چو اين كرده شد ساز ديگر نهاد... زمانه بدو شاد و او نيز شاد
    
  ز هر انجمن پيشه ور گرد كرد... به دين اندرون نيز پنجاه خورد (خرد - بخش)
    
  گروهي كه <كاتوزيان> خواني اش... به رسم پرستندگان داني اش
  جدا كردشان از ميان گروه... پرستنده را جايگه كرد كوه
خلاصه، <بسودي> يا كشاورز، لشكري، دست ورز (اهتوخوشي) و... و... در واقع صنف ها و طبقه ها را پرداخت تا هر كس كار خويش بداند و معاش خويش براند. (و اگر بگويم خودپسندي جمشيد - آورنده ضحاك - بوده كه همه اين نظم را برهم زده و در تمام طول تاريخ واقعي و غيرافسانه اي ما نيز ادامه يافته و كشور را بي سامان كرده، دور نرفته و دروغ نگفته ام...) و هم اينكه اين مختصر، ارزش شاهنامه را مي رساند كه با وجود اسطورگي، چنين با تاريخ دمساز است.
 

7- يكي ديگر از مهم ترين و افتخارآميزترين ويژگي شاهنامه اين است كه متكي بر نژاد و قوم نيست و آنان كه به شاهنامه از اين ديدگاه مي نگرند يا شاهنامه را دقيق و به تمامي نخوانده اند، يا فقط به جنبه هاي خاص آن نظر داشته اند. گواه:
الف: رستم، پاسدار مرزهاي ايران زمين كه تا كشتن فرزند خويش به اين خاطر پيش مي رود، نيمي نژاد از ضحاك تازي مي برد. چون فرزند زال و رودابه (نبيره ضحاك) است.
ب: ضحاك تازي را مردم به ايران مي آورند. (از نفرت به جمشيد)
ج: رودابه زن كيكاوس، دختر پادشاه هاماوران از تورانيان است.
د: زن گشتاسب (كتايون) دختر پادشاه روم است.
هـ : سياوش، دختر افراسياب را مي گيرد و هرچند خود كشته مي شود، كيخسرو از او به وجود مي آيد كه قاتل افراسياب است. (كيخسرو سياوش هر دو از قديسان زردشتي اند.)
و: مهم تر از همه، فريدون جهان را بين سه فرزندش ايرج و سلم و توريعني سه برادر قسمت مي كند. يعني جهان وطني!
ز: شاهنامه بنايش بر خرد و راستي است و خرد بر شاهي برتري دارد.                                             رستم، هرگاه شاهي خطا مي كرده، بر او نهيب مي زده است. چنانكه سودابه زن كيكاوس ديوانه را پيش روي او به جرم تهمت به سياووش دو شقه مي كند و...

امیدوارم موفق و تندرست باشید
    

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 20:58  توسط علی  |