تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - بحث در مورد کج روی ها و مغالطات در تاریخ ایران

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

بحث در مورد کج روی ها و مغالطات در تاریخ ایران

درود بر دوستان گرامی امیدوارم که حال همگی شما عزیزان خوب باشه.خب دوستان دیگه باید بر سر مغالطاتی که بعضی نویسندگان بر تاریخ ایران روا داشته اند بپردازیم .فعلا این مطالب رو از کتابی با عنوان شاهنشاهی هخامنشی نوشته ی جان مانوئل کوک ترجمه ی اقای مرتضی ثاقب فر {استاد ارجمند} شروع میکنیم راستش این نویسنده ی انگلیسی در کتاب به شرح تاریخ هخامنشایان میپردازه و در ان مغالات و کج روی های زیادی میکند که اقای مرتضی ثاقب فر در پاورقی های این کتاب به رد مطالب و ادعاهای و حتی نظریه های شخصی بی اساس این فرد میپردازه البته با دلایلی محکم. به قول اقای ثاقب فر :خواندن این گونه کتاب ها نه تنها زیانی ندارد بلکه بسیار سودمند هست و ما را بیدارتر میکند تا بتوانیم از فرهنگ و هویت تاریخی ملی خودمان دفاع کنیم.از امروز به بعد بخش هایی از این کتاب رو کار خواهم کرد.

 {۱} گریزی میزنیم به بخش اخر این کتاب در صفحه ی ۳۹۷ جان مانوئل کوک چنین می گوئید:در مورد منش های پارسیان بیشتر مرهون منابع یونانی هستیم.پیداست که انان مردمانی که بتوان اندیشمند و اهل فکر نامید نبوده اند. انان رغبتی به ادبیات ،پزشکی یا نظریه پردازی فلسفی و علمی نشان نمیدادند.

جناب ثاقب فر: {این نظریه ی است یکسره بی پایه و مغرضانه.نخست این که از کشورهای دوران باستان همروزگار هخامنشیان یا کمی بعد و قبل از ایشان،به جز دولتشهر های یونانی از هیچ یک اثاری را که نویسنده میگوئید بر جای نمانده است.دوم این که از زمان هخامنشیان غیر از فلسفه کتاب های دینی {که در واقع محوعه اوستا یک دانشنامه است نه فقط کتاب دینی}تاریخی و ادبی و بایگانی سلطنتی وجود داشته که همه توسط اسکندر سوزانده شده یا به سرقت رفته است.گواهی بر تاریخ های بسیار مستند سلطنتی اشاره مکرر تورات به کتب تواریخ ایام است.و نیز این که در دینکرد یا در نامه ی تنسر اشکارا شده { اسکندر کتاب دین ما ۱۲هزار بسوخت به اصطخر سه یکی {یک سوم}از ان در دل ها مانده بود....علم انساب واخبار وسیر نیز ضایع گردید ....از کارهای عامه و سیر الملوک } (نامه ی تنسر ص۵۶) اگر تنسر در حدود دو هزار سال پیش چنین چیزی می نویسد ایا قصد تبلیغ دارد؟!

در مورد نظریه پردازی های فلسفی نیز باید گفت کشوری مانند ایران که کامل ترین دین جهان را داشت نیازی به فلسفه بافی نداشت زیرا به قول هگل :{هنگامی که زندگی در یونان از میان رفت فلسفه ی یونان زاده شد ... فلسفه در درون واقیعت بدبختی این جهان ابزاری است برای ارام کردن و تسلا بخشیدن} (هگل گزیده های فلسفه تاریخ به زبان فرانسه ،نشر دانشگاهی فرانسه ،۱۹۷۵،ص۱۴۴)}البته این مطلب ادامه داشت که بعد ها اگر موقعیتی پیش امد برای شما کار میکنم}

{۲}در جایی دیگر {۳۹۸ص} جان مانوئل کوک میگوئید:انان {منظور پارسیان} دوست داشتند در محیطی زیبا و دلپذیر زندگی کنند و از ان جایی که در کشورشان مناطق کشاورزی محدود به قطعات حاصل خیزی بود که می توانست اب کافی داشته باشد ذهن ایشان نیز بیشتر همانند ذهن تنگ ابادی نشینان در میان کویر ذهنی بسته بود. 

جناب ثاقب فر:در این جا به لطف  نبوغ نویسنده نژاد پرست به ارتباط جغرافیای با رشد فکری پی میبریم و می اموزیم که هر کس در ابادی های میان صحرا زندگی کند ذهن بسته ی پیدا میکند . به این دلیل زرتشت و مانی و مزدک و پیامبران بنی اسرائیل و عیسی و محمد{ص} و دانشمندان بی بدیل سده های سوم تا پنجم هجری در ایران همگی دارای ذهنی بسته و جنگل نشینان اروپایی ان روز دارای ذهنی باز بودند.  

ادامه ی مطلب{بخش پایانی} اقای منوچهر اتشی رو فردا برای شما کار میکنم.

موفق و تندرست باشید    

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 14:49  توسط علی  |