تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - تامل ها {تامل در تاریخ}

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

تامل ها {تامل در تاریخ}

با سلام به دوستان گرامی ممنون از نظرهای پر مهرتون همچنین امیدوارم حال همتون خوب باشه

هنگامی که مورخ تحقیقاتش را سرانجامی میدهد سوال هایی فرا روی خود میابد:تحقیقات به چه کار امدند؟ ایا کار خویش را تنها سرگرمی ذکر ترقی و تنزل ملت ها ، ارمان ها و بازگویی {داستان های تلخ مرگ شاهان} یافته ایی ؟ ایا درباره ی طبیعت انسان بیش از انچه مردم کوچه و بازار ، بی مراجعه ی به کتاب ها فرا میگیرند اموخته ایی ؟ ایا از تاریخ چیزی استنباط کرده ای که شرایط حال ما را روشن سازد ، در داوری ها و سیاست ها راهنمایمان باشد ، در برابر شبیخون های حیرت زدگی یا فراز و فرودهای دگرگونی فریاد رسمان گردد ؟ ایا در توالی حوادث گذشته قواعد و قوانینی دیده ایی که بتوانی اعمال اینده بشر یا سرنوشت کشورها را پیش بینی کنی ؟ از این ها گذشته ایا درست است {تاریخ معنایی ندارد} و چیزی به ما نمی اموزد درست است که گذشته سراسر تکرار ملالت بار خطاهایی است که اینده محکوم به ارتکاب ان در میدانی وسیع تر و مقیاسی بزرگتر است ؟ هر از گاه ما هم چنین می اندیشیم و انبوهی از شک و تردید بر مهمی که بر عهده گرفتیه ایم حمله ور می شود.

از این جا شروع کنیم ایا ، به درستی میدانیم گذشته چه بود ، در واقع چه رخ داد یا تاریخ افسانه ای است که هر کس به نوعی حکایت می کند ؟ اطلاع ما از هر یک از وقایع گذشته پیوسته ناقص و گاه ناصحیح است ، شواهد چند گونه و مورخان متعصب و مغرض ان را تیره و مبهم ساخته اند ،و شاید پایبندی ما به دین و میهن پرستی ان را مسخ کرده باشد {بخش عمده ی تاریخ حدس و فرض هست و بقیه تعصب} حتی مورخی که می پندارد بر فراز عشق به میهن ، دین ، نژاد و طبقه ی خود قرار گرفته است در انتخاب مطالب و ظریف کاری های توصیفی تمایلات پنهان خویش را فاش می سازد .{مورخ همواره کار را بسیار اسان میگیرد و شتابناک مشتی حقایق و چهره های قابل دستکاری را از میان انبوه اشباح و حوادث گذشته ،که هرگز قدرت احاطه ی کامل بر پیچیدگی بسیار ، یا فهم درست انها را ندارد ،دست چین میکند} از سوی دیگر سرعت دگرگونی ها استنباط اینده از گذشته را بیش از هر عصری دچار مخاطره ساخته است .درسال ۱۹۱۵ شارل پگی عقیده داشت { جهان از زمان مسیح به این طرف کمتر از سی سال گذشته تغییر کرده است}. شاید یک دانشمند جوان فیزیک اینک اضافه کند که رشته ای او از سال ۱۹۰۹ تا به حال بیش از همه ی دوران تاریخ ثبت شده دگرگونی پیدا کرده است.هر سال -در جنگ ها گاه هر ماه- اختراع ،ابداع یا موقعیتی جدید ،انطباق دوباره ی رفتارها و عقاید را نوعی اجباری میکند.از اینها گذشته به نظر میاید که در شیوه ی عمل انسانها و مواد عنصر اتفاق ، یا شاید ازادی دخالت دارد.ما زیاد هم اطمینان نداریم  که اتم ها،و به طریق اولی موجودات زنده در اینده هم انچنان واکنش نشان دهند که می پنداریم در گذشته نشان داده اند.الکترون ها ، مانند خدای کوپر در مسیرهای اسرار امیزی حرکت میکنند تا در انجام کارهای عجیب غریبشان توفیق یابند و برخی دگرگونی های شخصیتی یا اوضاع و احوال ممکن است معادلات ملی را بر هم زند . مانند زمانی که اسکندر تا سر حد مرگ باده گساری کرد و اجازه داد امپراتوری نو پایش پاره پاره گردد{۳۲۳ ق.م} یا هنگامی که بر تخت نشستن تزاری که شیفته ی اداب پروسی بود {۱۷۶۲ م}سبب شد فردریک کبیر از فاجعه نجات یابد.

مسلم است که تاریخ نگاری نمی تواند یک علم باشید و تنها می تواند یک صنعت ، یک هنر و یک فلسفه باشد-صنعت به دلیل استخراج حقایق ، هنر به سبب ایجاد نظمی با معنی در درون اشفتگی مطالب و مواد و فلسفه به خاطر روشن گری و جستجوی چشم انداز اینده.{زمان حال همان طومار گذشته است که برای اجرا شدن بسته شده و گذشته همان طومار حال است که برای شناخته شدن گسترده شده است}یا ما چنین می پنداریم و امید داریم. در فلسفه می کوشیم جز را در پرتو کل بشناسیم در {فلسفه ی تاریخ} جهد میکنیم لحضه ی حال را در انوار گذشته ببینیم . میدانیم که در هر دو مورد نظر رسیدن به کمال است. و در هر دو مورد نگرش و احاطه ی کامل بر چیزی جز خطای باصره نیست . ما از تمامی تاریخ انسان بی خبریم بسا که پیش از سومری ها یا مصری ها تمدن های بسیاری وجود داشته است ما تازه دست به کار کاوش شده ایم ! باید با دانش جزئی بسازیم و عمل کنیم و نقدا به احتمالات قناعت ورزیم . در تاریخ مانند علم و سیاست نسبیت حاکم است و باید به تمام قواعد و دستورالعمل ها شک داشت .{تاریخ به کسانی که می کوشند به قهر جریان ان را به مسیر علمی یا مجرای منطقی بیندازند می خندد تاریخ همه ی قواعد را در هم می ریزد،تصمیم های ما را باطل میسازد ، تاریخ میزان و قاعده ی ندارد} شاید در همین محدوده ها بتوانیم ان قدر از تاریخ بیاموزیم که صبورانه واقعیت را بپذیریم و پندارهای یکدیگر را ارج نهیم . از ان جا که عمر انسان در زمان نجومی در حکم لحضه ای است،میهمان گذاری زمین هاگ نوع و پیوند نژاد خویش ، ترکیبی از جسم و روان و سرشت عضو یک خانواده یا یک جماعت متدین یا مرتد در قلمرو  یک ایین واحدی است در اقتصاد شاید شهروند کشوری یا سرباز ارتشی است  می توان در زمینه های مربوط به این ها -ستاره شناسی ،زمین شناسی ،جغرافی ،زیست شناسی ،مردم شناسی ،روان شناسی ،اخلاقیات ،دین،اقتصاد،سیاست و جنگ- پرسید که تاریخ درباره ی سرشت ،رفتار و اینده ی بشر چه دارد که بگویید.

برگرفته از کتاب درس های تاریخ {ویل و اریل دورانت}. خب دوستان عزیز از این به بعد بخش هایی از این کتاب رو برای شما اماده میکنم.

موفق و تندرست باشید   

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 21:35  توسط علی  |