تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - ادبیات فارسی قدرتمند مهجور :

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

ادبیات فارسی قدرتمند مهجور :

 به نام خداوند جان افرین

با سلام به دوستان عزیزم امیدوارم که حال همتون خوب باشه در سلامتی کامل به سر ببرید راستش چند روزه پیش داشتم روزنامه ی ایران میخوندم که به یک مطلب بسیار جالب و خواندنی از خانم {حمیده احمدیان راد} رسیدم که براتون کار میکنم که متاستفانه یکی از مشکلات اساسی جامعه ی ماست.

ملت هاي كمي در جهان پيدا مي شوند كه تاريخي كهن داشته باشند، در معرض هجوم و تسلط انواع اقوام بيگانه قرار گرفته باشند و هنوز هم زبان و ادبياتشان را حفظ كرده باشند. وجود چند زبان مسلط در دنيا اين حرف را ثابت مي كند . نه مصري ها با تاريخ كهن و پادشاهي هاي عظيم و نه اينكاها با جوامع پيشرفته شان نتوانستند مانع از تسلط زبان هاي عربي و اسپانيايي شوند. در حالي كه نه حمله اعراب و مغولان و نه هجوم اقوام مهاجم از كشورهاي همسايه نتوانست زبان فارسي را از بين ببرد و ادبيات فارسي را منسوخ كند. برعكس كشور ما به مدد زبان و ادبيات قوي، حوزه تمدني گسترده اي دارد. به همين دليل است كه بسياري از ملت هاي ديگر براي دست و پا كردن هويتي براي خود هريك به گوشه اي از گنجينه ادبيات فارسي چنگ مي زنند و مي كوشند نام شاعران و نويسندگان ايراني را براي خود مصادره كنند. كاري كه هيچ يك از پادشاهان جهانگشاي گذشته نتوانستند انجام دهند به مدد زبان و ادبيات فارسي محقق شده است. اين نفوذ هم چيزي مربوط به گذشته نيست. زبان و ادبيات فارسي هنوز هم قادر است حوزه نفوذ تمدن ايران را بيش از اين گسترش دهد، به شرط اين كه آموزش زبان و ادبيات فارسي هم به شكل رسمي و هم به شكل غيررسمي از شكل كنوني خارج شود.
    
 فرزندان ما و چه بسا خودمان نمي توانيم شاعران و نويسندگان بزرگمان را نام ببريم و درباره آنها حرفي بزنيم و يا نوشته هايشان را به طور صحيح بخوانيم. دانش آموزان ما در درس هاي انشا و املاضعيفند. برخي دانشجويان رشته زبان و ادبيات فارسي بي رغبت درس مي خوانند و دانشگاه ها قادر نيستند در زمينه زبان و ادبيات فارسي افرادي كارشناس و تحليلگر تحويل دهند. هيچ رويه مشخصي درباره تغيير و تحولات زبان فارسي و هيچ مرجع قدرتمندي كه در اين زمينه حرف نهايي را بزند وجود ندارد و يا جايگاه آن جدي گرفته نمي شود.
همه اينها ثابت مي كند كه ما هنوز به اهميت زبان و ادبيات فارسي درگسترش حوزه نفوذ تمدن ايران پي نبرده ايم.
    
    * بي توجهي از خانه شروع مي شود
يونسكو مي گويد: «در سراسر جهان مادران نقششان را فراموش كرده اند». در ايران فراموشي اين نقش به خوبي احساس مي شود. در كشوري كه يكي از سرچشمه هاي قصه ها و افسانه هاي دنياست، ديگر مادران و مادر بزرگ ها براي بچه هايشان قصه نمي گويند. البته خود آنها هم ديگر چندان آشنايي اي با شعر و قصه و ادبيات و ضرب المثل ها و حكايت ها ندارند. 
اين در حالي است كه دكتر مهناز حق شعار روانشناس مي گويد: «بچه ها كمبودها، خلاهاي عاطفي و نيازهايشان را بيشتر در رؤياها تجلي مي دهند.» 
وي مي افزايد: «سن آشنايي با قصه و كتاب از همان خردسالي است. قديم ها مادرها يا پرستاران لالايي مي گفتند و اين كار را از بدو تولد انجام مي دادند و حالاكتابها جاي اين فرهنگ شفاهي را گرفته اند. 
طبق تحقيقات روانشناسي قصه هاي جن و پري براي بچه ها جالب است . اين قصه ها همه نوع قهرمان دارد. در اين قصه ها بدي، خوبي و حادثه يافت مي شود و شرايط طبيعي ، خدا و كودك به كمك قهرمان مي رسد. وقتي قهرمانان شخصيت هاي اغراق شده اي دارند، بخش هايي از شخصيت ما را بروز مي دهند و وقتي موقعيت تخيلي به وجود مي آيد، بچه خودش را در آن موقعيت قرار مي دهد.»
به اين ترتيب خانواده هاي ايراني فرزندانشان را از يك غذاي روح بسيار مؤثر محروم مي كنند. ضمن اين كه سن آشنايي با ادبيات و كتاب هاي ادبي سن خردسالي است و در نتيجه بچه هاي ايراني با ادبيات سرزمين شان رشد نمي كنند و در آينده ارتباط مؤثري با آن برقرار نمي كنند.
    
  * روند بي توجهي به ادبيات در مراكز آموزشي 
كارشناسان تعليم و تربيت فاصله گرفتن سريع كودكان و جوانان را از فرهنگ و ادبياتشان احساس مي كنند.
مينو بيگلري كارشناس تعليم و تربيت مي گويد: «علاوه بر خانواده ها مدارس و دانشگاه هاي ما از آموزش ادبيات و هنر ايراني غافلند و به عبارتي ايراني ها فراموش كرده اند چگونه بچه هايشان را ايراني پرورش دهند. خطر اين بي توجهي اين است كه وقتي كسي با فرهنگ و ادبياتش آشنا نباشد بي هويت مي شود و به جاي توجه به فرهنگ ملي به سمت فرهنگ بيگانه متمايل مي شود. در كشوري مثل فرانسه كه به ادبياتش مي بالد ؛ مدارس به هريك از دانش آموزان تكليف مي كنند كه دست كم پنج كتاب از ادبيات قديمي و معاصر خود را در هر سال تحصيلي مطالعه كنند و در آخر از هر يك از بچه ها به طور جداگانه از كتاب هايي كه خوانده است امتحان مي گيرند و دانش آموزان بايد بتوانند اين كتاب ها را تحليل كنند. اين تازه مربوط به دانش آموزاني است كه در رشته هاي غير از علوم انساني درس مي خوانند. وگرنه در رشته علوم انساني سخت گيري به مراتب بيشتر است. اما در كشور ماوضع به گونه اي است كه بچه ها به راحتي نمي توانند متون ادبي را بخوانند و در املاو انشا و نامه نگاري ضعيفند. نتيجه اش اين است كه ما تحصيل كرده هايي داريم كه نمي توانند يك نامه اداري درست بنويسند و يا منظورشان را در نوشته هايشان برسانند.»
از همه بدتر آن كه روند حفظ كردن متون درسي ادبي كه از مدرسه شروع مي شود به دانشگاهها هم تسري يافته است. شيوه برنامه ريزي درسي در دانشگاه ها به شكلي است كه اخيراً اساتيد و نيز نويسندگان خواستار ايجاد تحولي در شيوه تدريس زبان و ادبيات فارسي شده اند.
برخي از استادان ادبيات عقيده دارند كه دانشگاه ها به ادبيات معاصر و نيز ادبيات دوره باستان بي توجهي مي كنند و همان ادبيات كلاسيك هم كه مورد توجه دانشگاه هاست با روشي تدريس مي شود كه نتيجه مورد انتظار را به دست نمي دهد.
مينو بيگلري مي گويد:«شيوه تدريس ادبيات بايد به گونه اي باشد كه ذوق و خلاقيت افراد شكوفا شود و نيز دانشجويان تحليل متون ادبي را بياموزند. در كشور فرانسه كه گفتيم زبان و ادبيات خود را به شدت ارج مي نهند، افرادي كه در رشته زبان و ادبيات فرانسه تحصيل مي كنند، تحليل را به خوبي مي آموزند. چنان كه دانشجويي كه درباره يك نويسنده بزرگ فرانسوي كار و تحقيق مي كند مي تواند كتاب هاي اين نويسنده را تحليل كند. بگويد كدام كتاب هاي او قوي و كداميك ضعيفند و حتي چه پاراگراف ها و بخش هايي از يك كتاب او ضعيف هستند. به عبارتي آنها صددرصد يك چهره مطرح ادبي خود را بي عيب نمي دانند. به همين دلايل است كه هيچ كس به راحتي از رشته زبان و ادبيات فرانسه فارغ التحصيل نمي شود. فارغ التحصيلي در رده دكترا به مراتب سخت تر است.»
همچنين در كشورهايي كه برنامه ريزي درسي آنها شكل مدرن دارد به همه شاخه هاي ادبيات توجه مي شود.اين در حالي است كه استادان ادبيات در ايران مي گويند در دانشگاه ها به همه شاخه هاي ادبيات توجه نمي شود و نمونه آنها بي توجهي به فرهنگ عامه يا فولكلور و ادبيات كودكان و نوجوانان است. تا حدي كه اين بي توجهي باعث شده بخش فرهنگ هاي رايج بسياري از نقاط كشور در معرض نابودي قرار بگيرد. همچنين دانشجوياني كه از رشته ادبيات فارغ التحصيل مي شوند غالباً در هيچ زمينه اي متخصص نمي شوند. اين در حالي است كه در كشورهايي كه دانشگاه ها به آموزش ادبيات اهميت زيادي مي دهند پايان نامه دانشجويان در حدي است كه آنها را به متخصصي در زمينه يك چهره برجسته ادبي يا يك حوزه از ادبيات تبديل مي كند. به عبارتي ادبيات را نبايد تنها خواندن متن و معني كردن آن تلقي كرد. وگرنه با اين روش از ادبيات قدرتمند ايراني كه ما ايرانيان از داشتن آن به خود افتخار مي كنيم چيزي باقي نمي ماند. از طرفي نيز تنها يك نهاد معتبر كه همه آنرا قبول داشته باشند بايد حرف آخر را در زمينه زبان و ادبيات فارسي بزند. به عنوان مثال در كشور فرانسه، فرهنگستان كه از نخبه هاي ادبي اين كشور تشكيل شده و روند ورود به آن بسيار سخت است مرجع قدرتمندي است كه نظرات آن بي چون و چرا اجرا مي شود.زبان و ادبيات فارسي با شكوه و با عظمت و مايه مباهات ما ايراني هاست. ادبيات قدرتمند فارسي به ما اجازه داده تا فرهنگ و هويت خود را همواره حفظ كنيم و از مردم كشورهاي همسايه تا گوته آلماني را تحت تاثير قرار دهيم. ما قادريم در دوره معاصر هم به حوزه نفوذ ادبيات فارسي بيفزاييم و هر فرهنگ مهاجمي را در فرهنگ خود جذب كنيم به شرط آن كه نگاه ما به آموزش ادبيات از بدو تولد فرزندانمان تا ورود آنها به دانشگاه اجازه اين كار را بدهد.

موفق و تندرست باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 0:54  توسط علی  |