بیماری تب نمره در ارزشیابی کیفی جایی ندارد 2:
بايد شيوه يادگيري را تغيير دهيم
براي حل مشكلات ناشي از شيوه ارزشيابي سنتي بايد شيوه و روش يادگيري را تغيير دهيم و پس از آن كه آموزش به طريق صحيح انجام شد از آنچه را كه به دانش آموز آموختيم او را به زندگي واقعي پيوند داد و گره از مشكلات او باز كرد مي توانيم او را ارزشيابي كنيم. آن هم نه ارزشيابي كه براساس و ملاك نمره باشد، بلكه ارزشيابي كه بتواند استعدادها و توانايي هاي هر دانش آموز را بسنجد و در آن به تفاوت هاي فردي اهميت دهد. ضمن آن كه ارزشيابي كيفي ديگر نيازي به يك مكان خاص و زمان خاص به نام مدرسه و امتحان و يكسري سؤالات با پاسخ هاي يكسان ندارد. در اين ارزشيابي گاهي نوشتن يك مقاله، ساختن يك وسيله، اجراي يك نمايش، انجام يك آزمايش و حتي خلاصه نويسي و انشا و تحقيق در كتابخانه مي تواند ما را به هدف برساند. هدف از اين ارزشيابي بالابردن حس اعتماد به نفس و كنجكاوي و علاقه به درس و علم است. در اين ارزشيابي هدف مچ گيري از دانش آموزان ضعيف نيست، بلكه شناسايي استعدادها و توانايي ها و رفع نقاط قوت و ضعف براي ياري رساندن به اين دانش آموزان و كمك به برنامه ريزان درسي در برنامه ريزي هر چه صحيح تر و بهتر است. در اين ارزشيابي ديگر جايي براي بيماري تب نمره، دلزدگي و شكست و ياس وجود ندارد و شناخت عميق تر و جامع تر شده و به معلم براي برداشتن گام هاي بعدي كمك مي كند.
در ارزشيابي توصيفي معلم به راحتي با يك تكليف آزاد مي تواند حس ذوقي و هنري دانش آموزان خود را بيدار كند و كلاس را از حالت منفعل و كسل كننده به محيطي پرجنب و جوش تبديل كند.
در تحبايد شيوه يادگيري را تغيير دهيم
براي حل مشكلات ناشي از شيوه ارزشيابي سنتي بايد شيوه و روش يادگيري را تغيير دهيم و پس از آن كه آموزش به طريق صحيح انجام شد از آنچه را كه به دانش آموز آموختيم او را به زندگي واقعي پيوند داد و گره از مشكلات او باز كرد مي توانيم او را ارزشيابي كنيم. آن هم نه ارزشيابي كه براساس و ملاك نمره باشد، بلكه ارزشيابي كه بتواند استعدادها و توانايي هاي هر دانش آموز را بسنجد و در آن به تفاوت هاي فردي اهميت دهد. ضمن آن كه ارزشيابي كيفي ديگر نيازي به يك مكان خاص و زمان خاص به نام مدرسه و امتحان و يكسري سؤالات با پاسخ هاي يكسان ندارد. در اين ارزشيابي گاهي نوشتن يك مقاله، ساختن يك وسيله، اجراي يك نمايش، انجام يك آزمايش و حتي خلاصه نويسي و انشا و تحقيق در كتابخانه مي تواند ما را به هدف برساند. هدف از اين ارزشيابي بالابردن حس اعتماد به نفس و كنجكاوي و علاقه به درس و علم است. در اين ارزشيابي هدف مچ گيري از دانش آموزان ضعيف نيست، بلكه شناسايي استعدادها و توانايي ها و رفع نقاط قوت و ضعف براي ياري رساندن به اين دانش آموزان و كمك به برنامه ريزان درسي در برنامه ريزي هر چه صحيح تر و بهتر است. در اين ارزشيابي ديگر جايي براي بيماري تب نمره، دلزدگي و شكست و ياس وجود ندارد و شناخت عميق تر و جامع تر شده و به معلم براي برداشتن گام هاي بعدي كمك مي كند.
در ارزشيابي توصيفي معلم به راحتي با يك تكليف آزاد مي تواند حس ذوقي و هنري دانش آموزان خود را بيدار كند و كلاس را از حالت منفعل و كسل كننده به محيطي پرجنب و جوش تبديل كند.
در تحقيقي كه انجام گرفت شيوه هاي ارزشيابي سنتي و تاثير آن در يادگيري بررسي شد. در اين تحقيق معايب شيوه هاي يادگيري قديم و ارزشيابي نمره اي و در مقابل مزايا و محاسن استفاده از ارزشيابي كيفي و روش هاي يادگيري نوين مورد بررسي قرار گرفت.گسترش نظريه هاي شناختي و ساخت گرايي از يك سو و تحول سريع علوم و فناوري از سوي ديگر موجب دگرگوني در نظريه هاي يادگيري و راهبردهاي ارزشيابي شده اند.
در ارزشيابي فرايندمدار معلم به دنبال آن است كه دانش آموز چگونه و با چه كيفيتي آموخته است، اينگونه نگاه كيفيتي متفاوت از روش تدريس سنتي را مي طلبد، يعني به جاي تدريس مبتني بر پاسخ مداري و محصول مداري به تدريس سؤال مداري و فرايندمحوري تكيه خواهد كرد.در رويكرد ارزشيابي فرايند مدار محتواي برنامه و فرايند تدريس، در تعامل با دانش آموزان تكوين پيدا مي كند. هدف اصلي در اين نوع ارزشيابي، تحرك ذهن دانش آموزان براي كنجكاوي بيشتر و خلق سؤالات عميق تر است، نه حفظ كردن مطالب، عشق به دانستن مهمتر از خوددانستن است، ارزش هر فرد به ميزان سؤالاتي بستگي دارد كه در ذهن خود مي پروراند. نه پاسخ هايي كه آموخته است. هدف گسترش ذهن است و نه مظروف ذهن . خود رهبري و خودانگيختگي از اصول اساسي در ارزشيابي توصيفي به شمار مي رود، ضمن آن كه ارزشيابي در اين عرصه فرايندي مستمر است و نه محاكمه ذهني در پايان كار
قيقي كه انجام گرفت شيوه هاي ارزشيابي سنتي و تاثير آن در يادگيري بررسي شد. در اين تحقيق معايب شيوه هاي يادگيري قديم و ارزشيابي نمره اي و در مقابل مزايا و محاسن استفاده از ارزشيابي كيفي و روش هاي يادگيري نوين مورد بررسي قرار گرفت.گسترش نظريه هاي شناختي و ساخت گرايي از يك سو و تحول سريع علوم و فناوري از سوي ديگر موجب دگرگوني در نظريه هاي يادگيري و راهبردهاي ارزشيابي شده اند.
در ارزشيابي فرايندمدار معلم به دنبال آن است كه دانش آموز چگونه و با چه كيفيتي آموخته است، اينگونه نگاه كيفيتي متفاوت از روش تدريس سنتي را مي طلبد، يعني به جاي تدريس مبتني بر پاسخ مداري و محصول مداري به تدريس سؤال مداري و فرايندمحوري تكيه خواهد كرد.در رويكرد ارزشيابي فرايند مدار محتواي برنامه و فرايند تدريس، در تعامل با دانش آموزان تكوين پيدا مي كند. هدف اصلي در اين نوع ارزشيابي، تحرك ذهن دانش آموزان براي كنجكاوي بيشتر و خلق سؤالات عميق تر است، نه حفظ كردن مطالب، عشق به دانستن مهمتر از خوددانستن است، ارزش هر فرد به ميزان سؤالاتي بستگي دارد كه در ذهن خود مي پروراند. نه پاسخ هايي كه آموخته است. هدف گسترش ذهن است و نه مظروف ذهن . خود رهبري و خودانگيختگي از اصول اساسي در ارزشيابي توصيفي به شمار مي رود، ضمن آن كه ارزشيابي در اين عرصه فرايندي مستمر است و نه محاكمه ذهني در پايان كار.
موفق و تندرست باشید ![]()