تبليغاتX
سیری در تاریخ جهان - زن در شاهنامه فردوسی دارای چه مقامی است:

سیری در تاریخ جهان

ما بدین در نه پی حشمت و جاه امده ایم ... از بد حادثه اینجا به پناه امده ایم

زن در شاهنامه فردوسی دارای چه مقامی است:

به نام خداوند جان و خرد 

با سلام به دوستان گرامی امشب میخوام مطلب بسیار جالبی و در نوع خودش بی نظیری در مورد نگرش خداوندگار خرد و حماسه حکیم ابوالقاسم فردوسی رو کار کنم.{همون طوری که شما دوستان میدونید در اغاز داستان های فردوسی براعت استهلال یا فضا سازی هست که مثل اهنگ در فیلم هاست موقعی که سیر داستان اکشن میشه اهنگ هم تند میشه موقعی که فیلم دارای صحنه های رمانتیک میشه اهنگ فیلم ملایم میشه براعت استهلال هم تقریبا اینچنین هست که در شعر استاد طوس دیده میشه در زمانی که کاووس شاه بر رستم خشم میگیرد کلمات با لحنی تند و ریتمی کوتاه اورده میشود (که رستم که باشد که فرمان...کند پست پیجد ز فرمان من)و موقعی که فضای کلام را اندوهی سر میگیرد شور را از کلام دور میسازد و سکوتی سنگین را بر ان تحمیل میسازد مثل کشته شدن ناجوان مردانه ایرج به دست برادرانش که به نظر من یکی از بهترین داستان های شاهنامه هست (سپه داغ دل شاه با های و هوی ... سوی باغ ایرج نهادند روی)}.حالا برسیم به موضوع خودمان در ماجرای داستان بیژن و منیژه  داستان با کلامی سنگین اغاز میشه تا بیت ۱۴ که من بیت اول و دوم رو براتون میزارم (شبی چون شبه روی شسته به قیر...نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر///دگرگونه ارایشی کرد ماه...بسیج گذر کرد بر پیشگاه/// و حالا بیت ۱۴: نبد هیچ پیدا نشیب از فراز... دلم تنگ شد ز ان شب دریاز) و استاد  این چنین به همسر خودش احترام میگذاره:
بدان تنگی اندر بجستم ز جایخروشیدم و خواستم زو چراغمرا گفت شمعت چباید همیبدو گفتم ای بت نیم مرد خواببنه پیشم و بزم را ساز کنبیاورد شمع و بیامد بباغمی آورد و نار و ترنج و بهیمرا گفت برخیز و دل شاددارنگر تا که دل را نداری تباهجهان چون گذاری همی بگذردگهی می گسارید و گه چنگ ساختدلم بر همه کام پیروز کردبدان سرو بن گفتم ای ماهرویکه دل گیرد از مهر او فر و مهرمرا مهربان یار بشنو چگفتبپیمای می تا یکی داستان

یکی مهربان بودم اندر سرایبرفت آن بت مهربانم ز باغشب تیره خوبت بباید همییکی شمع پیش آر چون آفتاببچنگ ار چنگ و می آغاز کنبرافروخت رخشنده شمع و چراغزدوده یکی جام شاهنشهیروان را ز درد و غم آزاد دارز اندیشه و داد فریاد خواهخردمند مردم چرا غم خوردتو گفتی که هاروت نیرنگ ساختکه بر من شب تیره نوروز کردیکی داستان امشبم بازگونیبدو اندرون خیره ماند سپهرازان پس که با کام گشتیم جفتبگویمت از گفته​ی باستان

بگفتم    بیار     ای    بت   خوب    چهر                                          

.............................

حکیم فردوسی در این چند بیت از همسر خود با عناوین {یکی مهربان.بت مهربان . بت. ماهروی و خوب چهر }استفاده کرده زمانی که به زمان قبل از فردوسی و یا حتی زمان بعد از فردوسی نگاه میکنیم میبینیم که در نوع خودش میتونه یک نوع اعجاز باشه.دوستان من این رو بدانید قبل از قرون وسطا و بعد از قرون وسطا در هیچ کتابی به این اندازه به زن احترام گذاشته نشده مثلا افلاطون میگه:خدای را سپاس که من را مرد افرید و من را یونانی افرید نه وحشی.

با ارزوی موفقیت و تندرستی برای شما دوستان

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 2:48  توسط علی  |